به امید تشکیل تیمی بومی با بازیکنانی از آذربایجان بعد از شکست پر حرف حدیث تراختور در آخرین بازی سال ۹۱ خیلی چیز ها برای هواداران تیم روشن شد تا به امروز بازیکنان تراختور که از اول فصل تا الان از بی پولی نالیده اند به طور متوسط ۶۵ درصد از قرار دادشان را گرفته اند که با رقم قرار دادهای بسته شده اول فصل رقم قابل توجهی می شود این درحالیست که بازیکنان همیشه از مشکلات مالی نالیده اند در حالی که تا امروز هر بازیکن مبلغی بالای ۳۰۰ میلیون گرفته و کلی حاشیه برای تیم درست کرده اند نمونه ای از بازیکنان حاشیه ساز از دهنوی بگوییم بازیکن بی ادبی که نمونه بارز حاشیه سازی برای تیم است با حرف های بی خردانه در رسانه ها و مسخره بازیهایش همیشه تیم را به حاشیه برده با کاظمیانی که نیم فصل به تراختور آمده بازیکنی که در پیروزی در کل نیم فصل اول ۳ بازی بازی نکرده بود در تراختور دم در آورده و دوست دارد همیشه فیکس بازی کند. از محمد ابراهیمی که یادم نمی آید کی واسه تراختور گل زده مهاجمی که مسخره بازی اش بیشتر از گل زدنش در یادها مانده حتی در مصاحبه ای دیروز فرمودند که به بازی الشباب زیاد امید نداشته باشید چون کمی از حقوق چند صد میلیونی بازیکنان پولکی عقب افتاده . از مدیر عامل و نوچه هایش چیزی نگوییم بهتر است که تنها کاری که آقای خنثی در مقابل این همه حاشیه سازی بازیکنان می کند سکوت است دریغ از یک برخورد قاطع . متاسفانه آقای مدیر عامل تراختور را به بد وضعی گرفتار کرده . ولی می توان گفت بهترین را حل برای تراختور خانه تکانی اساسی در پایان فصل و حفظ گلچینی از بازیکنان فعلی و جمع کردن تیمی از بازیکنان آذربایجان است تا تراختور به یک تیمی بومی از آذربایجان تبدیل شود نه جایی برای بازیکنان پولکی و بی غیرت . بازیکنانی که همیشه در پول گرفتن ادعای حرفه ای دارند. امیدواریم که در مدیریت تیم هم تحولاتی ایجاد شود جعفری تا امروز نشان داده مرد اینکار نیست و بهترین راه حل برای مشکلات فعلی تراختور استعفای ایشان است.
وظيفه مديرعامل چيست وظيفه يک مدير عامل تامين کردن منابع مالي يک باشگاه است...آن هم باشگاهي به مانند تيراختور با هواداران ميليوني اش،تيمي که مي خواهد در ليگ برتر جام کسب کند بايد دست به خريدهاي خوبي بزند و بازيکنان تاثيرگذار را جذب کند! ما همين که تاکنون در رتبه سوم جدول قرار گرفته ايم خود يک معجزه است! آن هم به دو دليل مي باشد 1:حضور هواداران در همه استاديوم ها 2:درايت و تدبير سرمربي تيم...به بازيکنان يک تيم بايد حق داد آنها تنها راه معاششان همين فوتبال بازي کردن است به خصوص بازيکناني که اولين حضورشان در اين تيم است،در يک شهر غريب با خانواه شان اينجا آمده اند, برايتان مثالي بزنم چطور يک کارگري بابت کارش دستمزد و حقوق دريافت مي نمايد،بازيکنان فوتبال و کادر فني تيم نيز کارشان مربيگري و بازي کردن است،و بدون دريافتي تمرکز لازم را نخواهند داشت! شايد بعضي ها استقلال را مثال بزنند که آنها نيز بازيکنانشان تا به حال دريافتي نداشته اند! ولي آنها مطمئن مي باشند چون سرمربي بالاي سرشان دارند که حق و حقوقشان را مطالبه خواهد کرد! ولي در اينجا توني مظلوم واقع شده! نه زبان اين کشور را مي داند و نه فرهنگش را, با اين اوصاف در فصل بعد هيچ بازيکن و يا سرمربي در اينجا حضور نخواهد داشت
هوادار از كجا به كجا رسيده! ياشاسين آذربايجان/ تيراختورون اويونو وار؟ ؛ ممد عيبي يوخ
در روزهاي پاياني سال 91 تيراختور دو بازي فينال گونه و حساس را به دو رقيب اصلي خود در راه قهرماني باخت تا شانس قهرماني اش ناچيز گردد.حالا هواداران تيراختور دلايل مختلفي را براي اين باختها عنوان مي كنند و بايد گفت كه همه اين هواداران حق دارند. يك دسته از هواداران نبود بازيكني وب در روي نيمكت را دليل اصلي ناكامي تيراختور مي دانند و دسته اي ديگر مسئولان تيم و در راس آن شخص سردار جعفري را مقصر قلمداد مي كنند و بسياري نيز اين باختها را كم كاري برخي بازيكنان ربط مي دهند كه اين كم كاري را نيز با انگيزه هاي مختلف مي دانند(مشكل مالي،اختلاف بين بازيكنان،گرفتن دستور از بالا و...) همه اين نظرات و دلايل مي تواند درست باشد. اما مشكل اصلي ما فقط اينها نيست مشكل اصلي ما اين است كه نمي دانيم از تيراختور چه مي خواهيم سال اولي كه تيراختور به ليگ برتر آمد هيچ كس دنبال قهرماني نبود و همه مي خواستند نشان دهند كه تيراختور از آن همه تورك ها است و هدف همه اين بود كه صداي خودمان را به گوش جهان برسانيم كه ما آذربايجاني و تورك هستيم و چه قدر باشكوه بود كه وقتي مقابل همين سپاهان با همين نتيجه 3بريك باختيم يكصدا فرياد زديم عيبي يوخ و باز هم افتخار كرديم كه يك تيراختورچي هستيم آن موقع نه 35 هزار بلكه 120 هزار نفر بوديم و شنيده نشد كه كسي فحش و ناسزا دهد و يا وقتي هنوز يك نيمه از بازي مانده ورزشگاه را ترك كند. آن موقع هم همين آدمها مسئولان تيراختور بودند و تنها سرمربي مان تغيير كرده است 3 يا 4 ماه پيش به همه هواداران كه خودم نيز جزئي از آن هستم هشدار دادم كه اگر مواظب نباشيم چه ها كه بر سرمان نخواهند آورد(اينجا كليك كنيد)
حالا همه مي گويند ما به مسئولان خودمان باختيم به بي عرضه گي مديرعامل مان كه نتوانست جلوي حاشيه ها را بگيرد و يا به مالكان تيم مان كه سپاه پاسداران مي باشد باختم اينها كه اظهر من الشمس بود و از مدتها پيش خيلي ها اين موضوع را مي دانستند اما خدا وكيلي ما هواداران هم بي تقصير بوده ايم؟ آيا تيراختوري كه اصلا مدعي قهرماني نبود و 120 هزار نفر را به ورزشگاه مي كشاند ستاره داشت؟ كه حالا دنبال ستاره اي مي گرديم كه ميدان برايمان بازي كند! هيچ از خود سوال كرده ايد كه چرا آن موقع 120 هزار نفر بوديم حالا 20 ؛ 30 هزار نفر ! حالا كه داعيه قهرماني داريم و حتي آسيا را هم براي خودمان كوچك مي دانيم چرا در خانه هايمان نشسته ايم؟ سالهاي اول و دوم وقتي تيراختور در تبريز بازي داشت از چند روز قبل همه خود را آماده حضور در ورزشگاه مي كردند اما امروز وقتي تو را با شال قرمز تيراختور در داخل شهر مي بينند مي پرسند « تيراختورون اويونو وار؟ كيمينن؟» و بعد بازي هم وقتي مي گويي باختيم مي گويند «بابا بئكارسيزا تيراختور دان آداما ايش چيخار؟»
هواداران پوشالي نه تيفوسي
در داخل استاديوم هم تا دلتان بخواهد چند دستگي وجود دارد تي تي ها از فحش هاي جديدي كه براي قلعه نوعي و مزدك ميرزايي و استقلالي ها ساخته اند رو نمايي مي كنند و برخي از هواداران احساسي را نيز با خود هم صدا مي كنند سپس محمد ابراهيمي اي را تشويق مي كنند كه به تعويض شدنش اعتراض كرده و نيمكت تيراختور را به قصد رفتن به رختكن، ترك مي كند "ممد عيبي يوخ،ممد عيبي يوخ" و محمد ابراهيمي هم براي تشكر از آن عده پيراهن عرق كرده اش را تقديم مي كند تا چند نفر از سر كول هم بالا بروند تا در آخر صاحب آن پيراهن شوند البته اگر پاره نشده باشد!؟؟ طوري ابراهيمي را مي پرستند كه گويي ممد چندين هفته متوالي است كه گل ميزند و اگر او نباشد تيراختور آذربايجان هيچ است بنده خدا عليزاده كه لا اقل هر 10 هفته يك گل براي تيراختور مي زد اما چون بلد نبود آذربايجاني برقصد و انگشتان خود را با نوارهاي قرمز رنگ ببند هيچ گاه عيبي يوخ نشنيد!
در روبروي جايگاه هم اوضاع بهتر از آن نيست هواداران ملقب به تي تي 2 هم تنها چند شعر كليشه اي را بلد هستند وهمچنان بر طبل خود مي كوبند حتي زماني كه اين طبل كوبيدن در دقيقه 30 بازي بر عليه تيراختور باشد و حتي عده اي هم سپاهان را تشويق كنند البته اين طرف وضع خيلي بهتر چون كسي با آنها هم صدا نمي شود هيچ حتي بهشان اعتراض هم مي كنند. اين هواداران همانهايي هستند كه هر روز در سايتهاي خود ادعا مي كنند كه بازيكن حريف را قبل از بازي تشويق نكنيم اما در عمل حاج صفي نويدكيا را تشويق مي كنند و تنها مانده جواهير سوكاي را هم با لقب ليونل مسي تشويق كنند.دسته اي از هواداران نيز كه از دقيقه 55 ورزشگاه را ترك كردند شايدآنها حق داشتند چون تنها نتيجه برايشان مهم است و اگر تيراختور نتيجه نگيرد دليلي ندارد كه به ورزشگاه بيايند.اين دسته در يك لحظه عصباني مي شوند چون باخته اند اما فردايش فراموش مي كنند و چون دلخوشي ديگري خواهند داشت به نام چهارشنبه سوري
هوادار هميشگي تيراختور
اما عده اي از هواداران هستند كه همچنان مثل دو فصل اولي كه تيراختور در ليگ حضور داشت پشت تيمشان هستند براي آنها تيراختور فراتر از يك تيم فوتبال است و هدف شان فراتر از فوتبال آنها همچنان فرياد ياشاسين آذربايجان را از ته دل و با تمام وجود فرياد مي زنند آنها مي دانند كه تيمشان تا وقتي در دست سپاه است قرار نيست قهرمان شود براي همين شعار مي دهند"آذربايجان وار اولسون ايسته ميين كور اولسون" اين هواداران مي دانند كه جعفري و امثال جعفري ها براي چه به تيراختور آمده اند و مي دانند كه هر چه از جعفري و امثال جعفريها انتقاد كنيم آنها ماموريت شان را به نحو احسنت انجام خواهند داد چون آنها از راه خود هوادار نفوذ كرده اند هواداري كه نامش را به هواداريار تغيير داده و ياشاسين آذربايجان را سياسي مي داند و وقتي مي پرسي كه كي هستي مي گويد من تيراختوري هستم كاري به شعارهاي سياسي ندارم و موقعي كه اينگونه شعارها را سر مي دهند من سكوت مي كنم و افتخارش را اين مي داند كه جلوي در ورودي به هواداران شكلات هديه مي كند!
اما ديروز هواداراني كه تا آخر بازي كم كاري بازيكنان را ديدند و ياشاسين آذربايجان سر دادند بخوبي مي دانستند كه از كجا ضربه خورده اند براي همين عيبي يوخ نگفتند اما تا دلتان بخواهد فرياد زدند "تيراختوري كيم ايستر ؛ شرفلي ميللت ايستر" اين عده طبل هايي را كه بر عليه تيراختور نواخته مي شدند را خاموش كردند و با سربلندي ورزشگاه را ترك كردند چون بهتر از هر كسي مي دانند كه در اين فوتبال كثيف ايران حريف سپاهاني كه 3 فصل متوالي قهرمان شده و يا استقلالي كه همه بسيج شده اند قهرمانش كنند ؛ نخواهند شد اميد آنها فقط به خداست چون اگر خدا نخواهد هيچ بنده اي نمي تواند.پس تا پايان ليگ تيم مان را تنها نگذاريم بعد از اتمام ليگ هم همدل باشيم تا ديگر نگذاريم تيم مان را از بين ببرند چه جعفري باشد و چه بزرگتر از او
در پايان مي دانم كه عده اي از حرفهايم ناراحت خواهند شد و حتي ممكن است بد و بيراه نثارم كنند مهم نيست چون حقيقت اين است كه ما هم شده ايم مثل هواداران استقلال و پرسپوليس كه فقط منتظر روزي هستيم كه تيم مان ببرد تا دلخوش باشيم و يا تيم مان ببازد كه با فحاشي و بد و بيراه خودمان را خالي كنيم اما فراموش نكنيد كه تيراختور وصله ناجور ليگ ايران بود و هيچ كس را به جز هوادارش حالا اگر مي خواهيد تيراختور تنها حامي اش را نيز از دست بدهد باز هم سوار بر موج احساسات عده اي هوادار نتيجه گرا شويد و ببينيد آخر خطش به كجا ختم مي شود.
یادداشت روز : سناریوی سردار شکست خورد : تونی باید بماند
حالا که تیم باخته، حالا که تیم در دو باخت اخیر از قهرمانی دور شد، حالا که عید هواداران تراکتور سیاه شد، حالا که کام هواداران تراکتور تلخ شد نمی دانیم چرا خبری از مصاحبه های بی در و پیکر آقای مدیر عامل در سایت ها و رسانه ها خبری نیست؟ چرا امروز مدیر عامل تراکتور در سکوت محض فرو رفته و شوالیه رسانه ی تراکتور همچنان در سکوت است؟
تراکتور باخت آنهم در روزی که نباید می باخت و کار ما هواداران هم شده سرمان را شیره بمانیم با شعار عیبی یوخ!!!! هیچ کس پاسخگو نیست که چرا باید اینگونه می شد؟ آقایان در سکوت محض فرو رفته اند و هیچ کس نمی گوید چرا باید کسی در این باشگاه حاشیه ها را جمع می کرد که نکرد.
حالا کارمان شده که دنبال عوامل باخت بگردیم و دنبال کس یا کسان دیگر تا این باخت را سر او بیندازیم، نه بازیکنان در این باخت ها مقصر هستند و نه سرمربی محبوب تراکتور تونی، امروز تنها کسی که مقصر این باخت ها است تنها و تنها کسی نیست جز سردار جعفری که در روزهای برد "شوالیه رسانه ها" است و در روزهای باخت در پستو خانه فراموشی.
عید را به کام ما تلخ کردید سردار جعفری، شما که در مقابل دهنوی و کاظمیان نایستادید تا کار بدین جا برسد، شما که نه بازیکن گرفتید و نه حرف گوش کردید حالا می خواهید با خراب کردن تونی در بین هواداران جایگاه او را در بین هواداران تراکتور خراب کنید، هوادار تراکتور خیلی آگاه است از این جریانات و بدانید هوادار تراکتور روح اش با تونی عجین شده و تا کار به جاهای باریک نکشیده زود تیم را جمع و جور کنید و نگذارید در وسط میدان شاهد باشیم که سید صالحی و ابراهیم زاده کم مانده تا یکدیگر را بزنند!!!
هوادار تراکتور اگاه است که مدیریت باشگاه با بهانه قراردادن بی پولی و بالا بودن قیمت دلار سناریوی خود را اجرا کند اما بدانند و آگاه باشند هوادار تراکتور بیش از اینها آگاه است که سردار می پندارد.


-->












































من صمد هستم عاشق آذربايجان و تبریز