هراس استقلال از هواداران تراختور
مهمترین بحث امروز در خبرگزاریها اختصاص ۵۰ درصد ورزشگاه آزادی به هواداران تراختور بود که سردار جعفری مطرح کردند که در جواب ایشان آقای امیر و فتح اله زاده به هراس افتادند و با مطرح کردن ۱۰ درصد فیفا و کتاب قانون که خودشان هم در شهرستانهای مختلف رعایت نمی نمایند جلوی ورود هوداران تراختور را بگیرند و آقای امیری فرمودند تراختوریها به ورزشگاه نیایند و فعلا دارند هوداران استقلال را تهیج می کنند تا هر چه می توانند تماشاگر جذب کنند که البته به نظر می رسد حداکثر هودار استقلال به بیش از ۴۰ هزار نفر نخواهد رسد. جالب است تیمی که ادعای طرفداری ۳۰ میلیونی دارد حتی نمی تواند ۳۰ هزار تماشاچی جذب کند.
مورد بعدی که امروز خبرگزاریهای پایتخت بیشتر بهش پرداختند بحث پنالتی بود که بی جهت برای استقلال گرفته شد البته اکثر روزنامه های ورزشی و خبرگزاریها سعی کردند بیشتر به این موضوع نپردازند و موضوع را ماست مالی کنند. ولی خبرگزاری مهر طبق معمول همیشه جنبه عدالت را رعایت کرد و با حامد لک و مرفاوی و سرپرست صبا مصاحبه کرد و اعتراضات آنها را منعکس نمود.البته در این بین سایت معلوم الحال گل که دشمنی و حاشیه پردازی اش برای تیم اول آذربایجان بر همه مشخص است سعی کرد گل مردود شده نفت که آفساید بود را مشکوک جلوه دهد و با پنالتی که جهانبازی به استقلال تقدیم کرده مقایسه کرد.
به نظر می رسد طی دو روز آینده مهمترین مورد حضور هوادران تراختور در آزادی می باشد که باید به هر نحوی شده وارد ورزشگاه آزادی شود برای حمایت از تراختور آذربایجان
داوران و استقلال

مقايسه تراختور و استقلال

بير قدم قالدي قهرمانليقا
ناصر احمدپور
90: بازي با تيم نفت تهران همانطور كه قابل پيشبيني بود سخت و دشوار بود زيرا معمولا تيمي كه بازي قبلي خود را در يك سطح بالاتر از ليگ قهرمانان آسيا ميبرد ناخواسته يك نوع غرور و يا بيتفاوتي در اردويشان سايه مياندازد ديروز هم مسلما توني اوليويرا بيشتر از هر كس ديگري از اين موضوع وحشت داشت از اين رو در طول برگزاري مسابقه هم دائما با استرس به بازي نگاه ميكرد و برخلاف بازيهاي قبلي آن جنب و جوش هميشگياش را بروز نميداد. و وقتي هم بازي شروع شد اين استرس دو چندان شد. چرا كه نفت و ابراهيمزاده حقيقتا بازي را خوب شروع كردند و دو سه بار از عمق دفاع خطرات جدي روي دروازه ميزبان محبوب خود به وجود آوردند كه مهدي ثابتي سنگربان باتجربه پرشورها به لطف تجربه بالاي خود اين موقعيتها را مهار كرد. و در حالي كه تصور ميشد بازي گره بخورد مهدي سيدصالحي مثل هميشه موثر، باتجربه و گرهگشا ظاهر شد و روي يك حركت گروهي خوب و پروازي بلند يك ضربه سر حرفهاي و هدفمند به توپ زد به طوري كه بهترين دروازهبانان دنيا هم روي اين ضربه حرفهاي كاري نميتوانستند انجام دهند. و با اين گل عملا روحيه نفتيها مثل قيمت چند روز پيش نفت سقوط كرد! و روي ارسال ساده جواد كاظميان گل دوم خود را هم غافلگيرانه خوردند تا مقدمات يك پيروزي ارزشمند آن هم در آستانه بازي حساس و سرنوشتساز با استقلال فراهم شود. و ارزش اين سه امتياز وقتي گرانبهاتر ميشود كه بدانيم اين اولين باخت نفت در دور برگشت بازيهاي ليگبرتر بود. در واقع زردپوشان پايتخت طعم تلخ شكست را نچشيده بودند. اما بازي خوب، روان و با انگيزه تكتك بازيكنان تراختور باعث شد تا فولاد خوزستان هم از اين باخت خوشحال شود زيرا تيم ابراهيمزاده به كلي شانس صعود به فصل آينده ليگ قهرمانان آسيا را از دست داد. و حالا معتقدم با نتيجهاي كه ديروز در قم رقم خورد فقط يك قدم ديگر تا قهرماني سرخپوشان باقي مانده و آن بازي اين جمعه با استقلال است. خوشبختانه تكتك بازيكنان حتي ذخيرهها به خودباوري رسيدهاند و اين موضوع كمك زيادي كرده تا تراختور هفته به هفته سنجيدهتر و عقلانيتر بازي كند. يكي از محسنات تيم توني كشاندن توپ به كنارههاي زمين و سرعت بخشيدن به بازي است و ديروز هم ديديم دو گلي كه به ثمر رسيد حاصل اين تاكتيك موثر بود. تدبير مهم ديگر اين مربي پرتغالي سرعت بخشيدن به بازي است به طوري كه حالا بازيكنان در كمترين زمان ممكن و با حداقل ضربه به دروازه حريفان نزديك ميشوند. و ميبينيم شمار گلهاي تراكتورسازان قابلتوجه شده و اين پتانسيل را پيدا كرده كه ميانگين گلهاي زده خود در هر مسابقه را به بالاي دو گل برساند. البته اگر در بعضي مسابقات دقت بيشتري ميشد و مهاجمان قدر موقعيتها را ميدانستند امروز تراكتور براي قهرمان شدن حتي محتاج سه امتياز بازي جمعه با استقلال نبود!
روزنامه ۹۰
آشنايی با استراتژی های غير فنی امير قلعه نوعی
تقريباً همه فوتبالي هاي كشور قبول كرده اند كه امير قلعه نوعي يك سرمربي موفق در ليگ داخلي ست،در واقع از نگاه آمار موفق ترين آنهاست.اما مسأله مهم عدم نتيجه گيري تيم هاي قلعه نوعي در بازي هاي برون مرزي ست واين تا حدودي موفقيت اين مربي در ليگ برتر را زير سؤال مي برد.برخي بر اين باورند كه قهرماني هاي قلعه نوعي رابطه مستقيمي با دانش مربي گري وي ندارد در اين ميان گاها ادعاهاي ديگري مي شود كه مدرك معتبري بر اثبات اين ادعاها وجود ندارد.
بستن تيم و خريدهاي هوشمندانه
نكات مثبت مربي گري امير قلعه نوعي در دو پارامتر خلاصه مي شود،نخست بستن تيم در ابتداي فصل و دوم خريد هاي هوشمندانه در ميانه فصل. البته خريد هاي خارجي قلعه نوعي جزو بهترين خريدهاي خارجي تاريخ ليگ برتر ايران هستند، از اين نظر هرگز پاي بازيكنان ضعيف و متوسط را به ايران باز نمي كند.با توجه به رقم بالاي قرارداد قلعه نوعي- به طور ميانگين هر فصل بالاي 1 مليارد تومان- او اعتبار خود را براي چند صد مليون حاصل از وارد كردن بازيكنان ضعيف خارجي زير سؤال نمي برد.
به نظر مي رسد ايشان بيشتر از آنچه كه به دانش مربي گري مسلط باشند اطلاعات كافي پيرامون حواشي فوتبال ايران دارند با توجه به نوع زمين هاي فوتبال ايران و همچنين بازي فيزيكي بازيكنان در ليگ كشور بناي خريدهاي قلعه نوعي بر اين اساس گذارده مي شود.بدون شك ابزار و خريدهاي يك مربي، استراتژي و تاكيتيك تيمي وي را به خوبي پيشگويي مي كند.
با توجه به كيفيت پايين زمين هاي فوتبال در كشور ، پايين بودن درك تاكتيكي بازيكنان ايراني و اخت بودن با بازي مستقيم و سانتر از جناحين،بازيكنان قلعه نوعي در وهله اول فيزيكي،بلند قد و سانتِر هستند.اين با توجه به ضعف عمده دروازه بانان ايراني - اشتباه در خروج هاي هوايي - كاملاً عقلاني ست.مي توان بر اين عقيده بود تا زماني كه فوتبال ايران چه از نظر سخت افزاري و چه از نظر نگرش در زير ساخت ها حرفه اي به تمام معنا نشود،قلعه نوعي يكه تاز اين ميدان خواهد بود.
انتخاب هاي قلعه نوعي
قلعه نوعي مربي بسيار باهوشي ست،او هرگز بي گدار بهآب نمي زند،عمده موفقيت هاي او در دو تيم استقلال و سپاهان بدست آمده است. اولي تيمي كه از هر نظر ساپورت مي شود و دومي تيمي كه قبلاً توسط دو مربي خوب داخلي و خارجي قهرمان ايران و نايب قهرمان آسيا شده بود به عبارتي شخصيت تيمي قبلا شكل گرفته بود.لازم به ذكر است دو سال حضور ايشان در سپاهان،مصادف با بي سابقه ترين ولخرجي ها در تاريخ اين باشگاه است.باشگاهي كه با توجه به سرمايه گذاري هاي هنگفت هرگز موفقيت قبلي در آسيا را تكرار نكرد! مسأله انتخاب تراختور، متكي به قدرت هوادار بود،بدون شك تراختور همانند سپاهان و استقلال پول نداشت اما به هر حال بيشترين اختصاص بودجه تراختور در تاريخ اين باشگاه مربوط به زمان حضور آقاي قلعه نوعي در اين تيم مي شود.
تضعيف رقيبان اصلي
اين يك استراتژي معمول در دنياي فوتبال است اما كمي تا قسمتي غير اخلاقي، قلعه نوعي همزمان با بستن تيم خود، تيم هاي مدعي فصل حاضر را آناليز مي كند.تا بيشترين ضربه را به آنها بزند. خريد بازيكنان در تيم قلعه نوعي با چهار ديدگاه صورت مي پذيرد؛نخست بازيكناني كه در تاكتيك تيمي وي جاي دارند،سپس خريد بازيكناني كه در تاكتيك تيمي رقيبان جايگاه ويژه اي دارند! نمونه براي اين امر فراوان است،جاي دوري نمي رويم خريد جان واريو و رودريگو توزي در ابتداي همين فصل تنها و تنها براي تضعيف سپاهان و تراختور بود چراكه از ابتداي فصل اين دو بازيكن در استراتژي قلعه نوعي جايگاهي نداشتند و اثبات اين ادعا بازگشت اين دو بازيكن به زادگاهشان بود.در واقع قلعه نوعي با زيركي هرچه تمام تر تنها بازيكنان مؤثر رقيبان را از چنگ آنها در آورد در حالي كه هيچ نيازي به آنها نداشت.البته اين استراتژي فقط و فقط مختص آقاي قلعه نوعي ست.
پرداخت بهره منفعت سال قبل
براي خريدهاي نوع سوم آقاي قلعه نوعي البته مدرك معتبري وجود ندارد و تنها با استقراي رياضي و منطق مي توان صحبت هايي در مورد آن كرد.اين نوع خريدها از ديدگاه مردم پرداختن دين فصل قبل به بازيكنان است.پس از اظهار نظرهاي تند و جالب آقاي مدير روستا، سرمربي اسبق شهرداري و متهم كردن ميثم بائو به كم كاري و غيبت عمدي در شهرداري برابر تراختور فصل قبل ، شايعه هاي فصل قبل دوباره بر سر زبان ها افتاد:"آيا همواره ضعيف ترين بازيكن تيم هاي رقيب برابر تيم هاي قلعه نوعي فصل بعدي در تيم قلعه نوعي خواهد بود!؟" از قضاوت در اين جمله سؤالي و پاسخ به آن بدون مدرك خودداري مي كنيم.البته نمونه بارز اين مسأله فراوان است از ابراهيم تقي پور تا ابراهيم توره و ميثم بائو و ... كه همگي اشتباهات محرزي برابر تيم قلعه نوعي داشتند جالب اينجاست كه ميثم بائو جزو اولين خريدهاي تيم استقلال در اين فصل بود كه با توجه به ترافيك سنگين هافبك ها واقعاً خريد بحث برانگيزي بود. البته شايد اين مسائل اتفاقي باشند.
يارهاي هميشگي
هر مربي اين حق را دارد كه كادر فني و چند بازيكن مؤثر تيم خود را پس از هر جابه جايي با خود ببرد.البته مسأله بازيكن اكثراً در ايران اتفاق مي افتد به هر حال نمونه بارز خارجي انتقال كاروليو از چلسي مورينيو به رئال مورينيو بود. اما در اين ميان يارهاي هميشگي آقاي قلعه نوعي تقريباً در حد يك تيم كامل است. با توجه به كيفيت فني بسياري از آنها مي توان به اين نتيجه رسيد كه انتقال بسياري از اين بازيكنان تنها و تنها جهت حمايت از سرمربي رخ مي دهد و فقط براي كنترل جو تيم جديد انجام مي شود.مثال آن سياوش اكبرپور،بايد قبول كرد كه عمر فوتبال اين بازيكن سالهاست كه تمام شده است.ولي او همچنان در تيم هايي حضور دارد كه مدعي قهرماني ست! والبته سرمربي آن تيم امير قلعه نوعي ست.از اين نوع خريدها بايد به عنوان خريدهاي نوع چهارم ياد شود.
تغيير موضع با اتكا به اعتقادات مردم
او براي توجيه رفتارهاي خود همواره دست روي نقطه ضعف مردم مي گذارد،جايي كه با زيركي هرچه تمام تر ميان عوام فريبي و اعتقادات پاك مغلطه ايجاد مي شود رد و پاي قلعه نوعي بيش از پيش نمايان است.فصل قبل با توجه به برنامه ريزي سه ساله آقاي قلعه نوعي سال اول حضور ايشان در تراختور مصادف با پياده سازي برخي اصول در تراختور بود! اصولي كه توسط خود ايشان هرگز رعايت نشد.برخورد با يكي از محبوب ترين و متعصب ترين بازيكنان تراختور-مهدي كياني- در قبال تنها يك جمله در يك بازي دوستانه:" اجازه بدهيد كمي ديگر بازي كنم!"،نتنها از واژه دور از شأن فضاي ورزشي "گمشو بيرون!" استفاده كرد بلكه اين بازيكن را به مدت يك نيم فصل اخراج نمود،اين پاي گذاشتن به روي احساسات پاك هواداران تراختور بود چرا كه مسأله مسأله ي غرض ورزي شخصي يا تهديد ساير بازيكنان به شيوه غير معمول بود،مخصوصاً آنكه تراختور در نبود مهدي كياني حداقل 7 امتياز را با اشتباهات مسلم هافبك دفاعي جايگزين از دست داد در حالي كه قهرماني را تنها براي يك امتياز ِ ناقابل تقديم سپاهان نمود.
از مربي كه براي اين مسائل جزئي چنين واكنشي نشان مي دهد انتظار مي رفت كه لااقل به اصول من درآوردي-وضع شده خويش پايبند باشد جايي كه نقض همان اصول به كرات ديده شده است.نخستين تناقض ناتمام گذاردن پروژه سه ساله بود!
شايد بسيار زود دانست كه هواداران تراختور با هواداران سپاهان و استقلال متفاوت هستند همان 20 هزار نفري كه يك استقبال به يادماندني از ايشان كردند ، بازگرداندن بازيكن محبوب خود - مهدي كياني - به تركيب اصلي را سبب شدند. و همان 130 هزار نفري كه ايشان را تشويق كردند به وقت گردنكشي قادر به شكستن گردن گردنكش هستند.
اما مسأله به اينجا ختم نمي شود،چگونه مربي كه بارها از عزت نفس و شرافت صحبت كرده مهدي كياني را به خاطر يك جمله معمولي يك نيم فصل تمام اخراج كرد برابر ياغي گري هاي مجتبي جباري سكوت پيشه كرده است!؟ چگونه براي نتيجه گرفتن دشمن خوني خود-فرهاد مجيدي- را به تركيب بازگرداند!؟ فرهاد مجيدي كه اوج دوران فوتبالي خود را به خاطر همين امير قلعه نوعي روي نيمكت گذراند،فرهاد مجيدي كه بي شك امروز براي هواداران استقلال در استقلال است نه امير قلعه نوعي چرا كه حتي خوشحالي هاي پس از گل وي به سمت مخالف نيمكت استقلال است!
غيبت در تبريز به بهانه ..!؟
انسان شرافتمند و صادق نه در زبان بلكه در باطن و به عمل غير از خدا از هيچ احدالناسي نمي ترسد،اگر همه اين حدس و گمان ها تنها زاييده تخيل فوتبالي هاست چراقلعه نوعي همانند يك انسان شرافتمند ، صادق و شجاع به تبريز نيامد!؟ او از چه چيزي ترسيد؟ از هواداران تراختور يا از بيدار شدن وجدان ناآگاه خود؟
تراکتور اف سی
من صمد هستم عاشق آذربايجان و تبریز