اخبار كوتاه از شهرداري تبريز
* به زودي دو بازيكن و يك مربي خارجي به تيم شهرداري تبريز اضافه مي شوند.
* روز گذشته مسئولان باشگاه شهرداري با حضور شهردار تبريز دو زمين فوتبال و واليبال ساحلي و دومين چمن مصنوعي خود را افتتاح كردند.
ميثم بائو در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود:حضور من در تيم،شانسي نيست و چهار مرحله است كه كي روش مرا به تيم دعوت مي كند و اين نشان ميدهد او بدون توجه به نام و رتبه تيم؛به من اعتماد دارد .تلاش ميكنم در ليست نهايي قرار بگيرم.
وي ادامه داد:اين مربي هيچ بازي تداركاتي را دست كم نمي گيرد و حتي بازيهاي تداركاتي ما در اتريش را مهم مي دانست و ازما ميخواست در هر بازي با تفكر پيروزي به ميدان برويم.او مربي جاه طلبي است و ايدههاي يك مربي سطح بالا را درسر دارد و براي تمام بازيها ارزش قائل است و ازما پيروزي بر مالديو را با تمام قدرت ميخواهد
اشکال در قرارداد بازیکنان شهرداری
رئيس كميته نظارت، بازرسي و ارزشيابي سازمان ليگ گفت: به دليل همكاري با دو عضو بدون مجوز در امر نقلوانتقالات قرارداد بازيكنان شهرداري تبريز پس از تكميل اقرارنامه ثبت خواهد شد.
به گزارش سایت هواداران شهرداری تبریز ،حجت الاسلام عليرضا عليپور در گفتوگو با فارس، اظهار داشت: مجيد قانع و علي شكاري با حميد محسني در زمينه نقل و انتقالات بازيكنان در تيم شهرداري تبريز فعاليت داشتند. به همين دليل كميته نظارت، بازرسي و ارزشيابي سازمان ليگ به مديرعامل باشگاه شهرداري تبريز تذكر ميدهد تا با مجيد قانع و علي شكاري كه فاقد مجوز كارگزاري در زمينه نقل و انتقالات هستند همكاري نداشته باشد. ضمن اينكه قرارداد بازيكنان جذب شده شهرداري تبريز پس از تكميل اظهارنامه و اقرارنامه در سازمان ليگ به ثبت خواهد رسيد.
روز تراختور
شما با تراختور احتمالا بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا خاطره دارید . بگذریم از شادی ها و غصه های موقتی . تراختور همیشه بوده است ؛ توی بیداری ، توی خواب ، توی دستهای پینه بسته ی کارگر ساختمانی ، داخل تنور کوکه پز محله ، روی صندلیهای کلاس اولی ها و بالای تخته سیاهشان ، لای کتاب دانشجوی معدل الفی ، کنار پروانه کسب مغازه ی پدری ، روی صندوق عقب پیکان ، پژو ، پرادوی همسایه تان ، روی میز دکتر جراح ، توی ذره ذره وجود دختری که نمیشناسیدش وقتی که او در خانه است و شما در سهند گرگ می شوید و نمیدانید همزمان همه ی سلولهای دختر همانجا توی خانه زوزه ی گرگ می کشند.
یئل یاتار توفان یاتار / یاتماز تراختور بایراغی
تراختور تیمی برای همه ی فصول است، برای همه ی روزهای خدا، از صفر تا بیست و چهار، شاید هم برای شما هر هزارم ثانیه اش یک تراختور باشد که می رود روی اندیشه های دشمنانتان یا اینطوری بگویم روی اندیشه های دشمنانه ی رقیبانتان تا شخم بزند و برگردد. تراختور اینگونه است برای شما و اینرا فقط شما درک می کنید و شاید هم کاتالانهای بارساچی! افتخار این احساس آز آن شماست.
تراختورو ائل ایستر/شرفلی میللت ایستر
اما با این همه یکی از همین روزها که همه ی ثانیه هایش پر از تراختور است را باید سندش زد به اسم تراختور. آخر یک روز همه ی این تراختورهای بقال و دکتر و دانشجو و کارگر و مهندس و اصناف و حتی بچه ی چهار ساله هم باید جمع بشوند و بشود روز تراختور آزربایجان
باشاریلار گلر کئچر/اصالتین بیزه یئتر
تراختور توی یکی از روزهای سال 1970 متولد شد. احتمالا هوا آفتابی بود و باد خنکی توی سایه ها می وزید، زمین تمرین تیم خاکی بود و هیئت مؤسس هم دل توی دلشان نبود. سراغش را بگیریم ساعت و ثانیه اش هم معلوم می شود. آن روزها تراختور احتمالا تیم پدرتان بود که طرفداران "ماشین" کمونیستش می گفتند! خوب کرکری بود و رسم مالوف هم همین بود دیگر ... اما واقعا تراختور از همان ابتدا شورشی بود و ناراضی، حقش را می خوردند و یک لیوان آب هم از رویش! با این همه پدرتان یا برادر بزرگترتان وقتی می رفت به باغشمال نصف تماشاچی ها مال دردانه های مرکزنشین بود. با این همه آنروزها هم شعارها همه تورکی بود بگذریم که شعورها همه هم تورکی نبود! اما خودمانیم حالا حال می دهد وقتی توی تهرانش هم حال بعضی ها را می گیریم! بهرحال روز تولد تراختور هر روز که باشد خوبست چون بالاخره اگر آن روز نبود لابد امروز هم نبود! اما فقط توی این روز می توان شمع ها را فوت کرد و تمام.
آزربایجان یوردوموز/تراختور بوزقوردوموز
روزگاری ملت می رفت قلعه بابک. با اینکه حتی توی آرشیو تاریخ هم روز تولد بابک دانسته نیست اما گفتند هفته ی دوم تیرماه که تعطیلات است و ملت از دانش آموز گرفته تا دانشجو فارغ شده. آخر قرار بود ملت پا شود و دو روز را از روزگار بدزدد و برود کلیبر؛ بهرحال این روز روزی بود که آزربایجان را در ارتفاعات قاراداغ جمع می کرد، حالا هم که دو هفته یکبار آزربایجان توی گودی های آخر طالقانی که معروف است به دره ی گرگها جمع می شود چه اشکالی دارد که روز تراختور را آزربایجان توی همه ی آزربایجان گسترده شود؟ چه اشکالی دارد که دانشگاه هم تعطیل نباشد و لیگ هم؟
سیسسسسسسسسسسسس ! بیر ، ایکی ، اوچ ...
افسانه بر می گردد ...! این تراختور با همین "خ" اش از همان روز آفتابی سال 1970 تا حالا بوده و هست اما حالا یک "خ" دیگر دارد که انگار می خواهد خرخره ی رقیب دشمن پندارش را بگیرد. مثل ماری* که پوست انداخته، این تراختور تر و تازه هم خواب از چشم همانها که چشم دیدنش را ندارند گرفته و این تراختور آنروز پوست انداخت و از لانه اش بیرون خزید، همانروزکه پدر و مادری که بچه اشان نمی شد و بعد 8 سال خدا زد و پسر بچه ی رشیدی یا دختر قند عسلی بهشان داد. همانروز بود که از نو آغازیدیم و آمدیم لیگ. و لیگ اگر برتر شد به لطف ما بود و ما اکنون اینجا هستیم، همینجا توی خانه امان، مغازه امان، خیابانمان، اداره امان، سر جلسه ی امتحانمان و به یاد آنروز دوباره پوست می اندازیم و روزتراختور را جشن می گیریم. مبارک باشد ، دست بزنید ...
---------------------------------------------------------------------------------------------
*- در فولکلور ملت تورک ؛ مار ( ایلان/ییلان ) نماد زنده بودن است، نماد از نو آمدن است، نماد گردش است . به باور ملتمان " ایلان " چون پوست تازه می کند هیچ وقت نمی میرد و در هر پایانش دوباره متولد می شود. وجه تسمیه" ایل" (سال) هم همین است. یعنی وقتی درست به نقطه ی پایان می رسد دوباره از نو آغاز می شود.
هواداران با تراكتور به تمرينات آمدند
تراكتورسازان امروز در ورزشگاه پنديك ميزبان هواداران تراكتورسازي بودند. تعدادي از ايرانيان مقيم استانبول كه از هواداران تراكتورسازي هستند به ورزشگاه محل تمرين آمده و تمرينات تيم را از نزديك مشاهده كردند موضوع جالب توجه ماكت تراكتور بود كه توسط هواداران ساخته شده و به ورزشگاه آورده شده بود و پرچمهاي سرخ تراكتور نيز در ورزشگاه به اهتراز در آمد . هواداران پر شور حتي در ديار غربت نيز تيم خود را تنها نگذاشتنه و با اظهار محبت ،مسئولان باشگاه را تشويق مي كنند تا با انژي بيشتري در خدمت تيم باشند.
بعد از خاتمه تمرينات هواداران حاضر با بازيكنان و مربيان تيم عكس يادگاري انداختند.
|
من صمد هستم عاشق آذربايجان و تبریز